از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟

حکایت
مارس 9, 2019
بازدید : 154 بازدید

از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟ روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم: اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالی‌که خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم. چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت: حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش می‌کنی. شیرین ترین توت ها، پای درخت میریزد در حالی‌که ما برای چیدن توت‌های کال، چشم به بالا‌ترین شاخه‌ها دوخته‌ایم…

 

3
امتیاز :
بدون رای!
دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه سایت
برای مطلع شدن از محصولات جدید و دریافت کدهای تخفیف ایمیل خود را وارد کنید.
اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد بود